زندگی نامه حجت الاسلام و المسلمین سید حیدر موسوی(قسمت دوم)

به گزارش پایگاه خبری خبر ماکو، زندگی نامه حجت الاسلام و المسلمین سید حیدر موسوی
قسمت دوم (به قلم میر نظیر موسوی)
نیم قرن تاریخ سیاسی شفاهی ماکو

اصل و نسب و پیشینه خانوادگی
اصطلاح سید: سید در اصطلاح عام به کسانی گفته می‌شود که از طرف پدر از نسل «هاشم» (جد پیامبر اسلام محمد بن عبدالله) باشد یا به عبارتی از قبیله بنی هاشم باشد. سیادت به فرزندان حضرت محمد (ص) از طریق حضرت فاطمه دختر حضرت محمد (ص) و علی ابن ابیطالب (ع) می‌رسد. سادات دو شاخه اصلی دارند:
– نوادگان حضرت علی (ع) از طریق سه تن از پسران او – محمد حنفیه از خوله دختر قیس، عباس بن علی از ام‌البنین و عمر بن علی از صهباءِ ثعلبیه – که از میان پسران متعدد حضرت علی فرزند یافتند. به این سادات علوی می‌گویند.
– نوادگان امام حسن (ع) و امام حسین (ع) – فرزندان علی از فاطمه – که به آنان سادات هاشمی و نیز بسته به انتساب به حسن یا حسین، حسنی یا حسینی گفته می‌شود و از نظر فقه شیعه کسانی که خمس به آنها تعلق می‌گیرد این سادات هستند.
البته شایان ذکر است که به اعتقاد برخی از علماء، فرزندان حضرت عباس عموی پیامبر نیز جزو سادات شمرده می‌شوند و می‌توان به آنها نیز خمس مال پرداخت ولی از نظر قاطبه علمای شیعه به اجماع، بخصوص علمای متأخر شیعه سیادت به فرزندان فاطمه دختر پیامبر می‌رسد و خمس تنها به آنها تعلق می‌گیرد.
بر پایه این تقسیم بندی القابی به سادات تعلق می‌گیرد که بر دو دسته است: انتسابی و احترامی. القاب انتسابی برای بیان نَسَب شخص و انتساب وی به طایفه یا قبیله معینی به کار می‌روند، مانند امامی، حسینی، حسنی. القاب انتسابی برای گرامیداشت منتسبان به خاندان رسالت به آنان اطلاق می‌شود و اغلب سیدها بر خود اطلاق نمی‌کنند، چنان‌که درباره مراجع متأخر شیعه که از سادات بوده‌اند چنین بوده است، مثلاً نقش مهر سید محسن حکیم، محسن الطباطبائی الحکیم، و نقش مهر سید ابوالقاسم خویی، ابوالقاسم الموسوی الخوئی، بود. در روزگار پیشین هم این گونه بوده و در نسخ خطی و متون کهن معمولاً سادات خود را به این القاب ننامیده‌اند. در ایران نیز اگر سادات پیشاپیش نام خویش لفظ «سید» می‌آورند، برای تفاخر و بزرگ داشتن انتساب خود به خاندان رسالت است و در این موارد سید می‌تواند جزئی از نام باشد. برخی از القاب احترامی که در روزگار مختلف برای گرامی داشت سادات به کار برده می‌شده بدین شرح است؛ امیر، سید، میر، شریف و میرزا.
در برخی مناطق به جای اصطلاح سید از اصطلاحات دیگری که در بالا ذکر شدند استفاده می‌شود. میر در مناطق آذری زبان استعمال بیشتری دارد. معمولاً در بین سادات رسم است که نسبت سیدی از پدر به فرزند برسد. روی همین اصل کسانی که از مادر یا مادر بزرگ سید هستند اصطلاحاً شریف یا میرزا) میرزایه و شریفه حالت مؤنث می‌گویند. به خاطر همین است که در ایران چنین فامیل‌هایی به‌وفور دیده می‌شود؛ میرزازاده، میرزایی، میرزاییان، شریف، شریفی، شریفیان و…
در دوره قاجار اصطلاحاً به شاهزادگان قجری میرزا می‌گفتند ولی اکثر این میرزاها نام خانوادگی میرزایی برای خودشان برنگزیدند چون به غیر از میرزا لقب دیگری داشتند و بر اساس آن لقب نام خانوادگی برگزیدند که پیشتر نمونه‌اش رو دیدید، البته باید این راهم گفت که بعضی از وزیران و شاهزادگان این فامیل را دارند و نام خانوادگی را از خود شاه و یا شاهزادگان هدیه گرفتند. در دوران پیشتر، میرزا به کسی گفته می‌شد که در کار نوشتن و حساب و کتاب دیوان سالاری‌های دولتی بود و عملاً قشر مرفه و سطح بالای جامعه را تشکیل می‌داد و به صورت عام با سوادان دوران گذشته بودند. از همین رو به سادات تحصیل کرده، میرزا نیز اطلاق می‌شده است.
بر اساس نام خانوادگی گاهی می‌توان به نسبیت فرد مورد نظر پی برد. به طور مثال جدول زیر خلاصه‌ای از این نامها را دارا است.
سادات موسوی: تعداد زیادی از سادات موسوی در عراق زندگی می‌کنند و هم‌چنین شاخه‌های بزرگی از این خاندان ساکن ایران، افغانستان، لبنان، مصر، بحرین و عربستان سعودی هستند. سادات موسوی نسب خود را به فرزندان امام موسی کاظم (ع) می‌رسانند. سلسله صفوی نیز خود را از نوداگان موسی کاظم می‌دانستند. سادات موسوی بیشترین تعداد سادات را در ایران تشکیل می‌دهند که نیاز به توضیح است که در زیر آورده می‌شود.
منشاء سیادت در ایران: افراد زیادی در ایران دارای پیشوند سید می‌باشند. نام‌های خانوادگی نظیر موسوی، هاشمی، حسینی، علوی و طباطبایی در بین مردم ایران به کثرت یافت می‌شود. تقریباً در تمامی مناطق ایران مقبره‌های امامزاده‌های مختلف یافت می‌شود. دلایل چندی برای ورود سادات به ایران آورده شده است که در زیر موارد مهم آورده می‌شود.

امنیت موجود در ایران برای شیعیان به خصوص سادات، یکی از عمده‌ترین دلایل این مهاجرت‌هاست. ایران، دور از دسترس حکومت‌هایی بود که مرکز آنها در شام و یا عراق قرار داشت. فشارهای عباسیان و قبل از آنها امویان، باعث شد تا آنها، بدین مناطق مهاجرت کنند. از میان علویین، کسانی که در قیام‌هایی چون قیام «زید»، «محمد بن عبدالله»، «ابراهیم بن عبدالله» و «حسین بن علی» (شهید فخ) شرکت کرده بودند، احساس خطر بیشتری می‌کردند. آن‌ها، یا همچون «ادریس بن عبدالله» به شمال آفریقا و یا مانند «یحیی بن زید» و «یحیی بن عبدالله»، به مناطق شرقی یعنی ایران، متواری می‌شدند. دلیل دیگر مهاجرت آنها، همان دلیلی بود که سایر اعراب را به این مناطق، جذب می‌کرد. رفاهی که این شهرها، می‌توانست دربرداشته باشد برای عده‌ای از آنها، قابل توجه بود. یکی از دلایل آمدن آنها پس از این ماجرا، «جذب نیرو» برای «قیام» بوده است. مردم ایران که یک بار به هنگام روی کار آمدن عباسیان، علاقه خود را جهت «تغییر حاکمیت» عرب‌ها نشان داده و امتحان خوبی نیز داده بودند.
اما مهمترین دلیلی که می‌توان بر کثرت سادات موسوی داشت تمایلات مأمون خلیفه عباسی بود که از امام علی بن موسی الرضا (ع) برای ولی عهدی به خراسان ایشان را فرا خواند. پس از این ماجرا با آمدن حضرت علی بن موسی علیه السلام به ایران، گروه‌هایی از «سادات»، راهی ایران شدند. تسامح مأمون در مقابل سخت گیری پدرش هارون الرشید، نبست به سادات، در رشد و سربلندی و افزایش علویان، تأثیر بسزایی داشت. او گر چه با قیام‌های آنها به شدت برخورد کرد، اما در حالت عادی به علت اعتقادی که به برتری حضرت علی بر سایر خلفا داشت، نسبت به علویین نیز احترام زیادی گذاشت. با این حال در اواخر، سیاست او، کاملاً نسبت به این افراد که در هر حال حکومت عباسیان را تهدید می‌کردند، عوض شده بود. آمدن حضرت فاطمه معصومه (س) به ایران از جمله، مهاجرت‌هایی بوده که در رابطه با آمدن علی بن موسی (ع) به ایران صورت گرفته است. از این رو برادران و خواهران امام رضا که در واقع فرزندان امام موسی کاظم بودند به ایران مهاجرت نمودند و باعث افزایش سادات منسوب به این امام شدند که امروزه سادات موسوی تعداد قابل توجهی در ایران هستند.

 

یک نظر بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده − شش =