پایگاه خبری خبر ماکو / بخش شعر

شاعر

آنانکه پا به روی دل ما گذاشتند

زخمی بر آبگینه دریا گذاشتند

داغی نهاده بر دل نرم و لطیف ما

ما را بسان لاله به صحرا گذاشتند

در سوک صد شهاب خموشانه ریخته

ما را ستاره وار به شبها گذاشتند

بستند پای دل به کمند غم فراق

چون بیژنم به چاه تعدّا گذاشتند

در عالمی که بوی وفا نیست اندر آن

در حیرتم مرا زچه تنها گذاشتند

بودم مسیح وار، سردار هر زمان

تا در تنور طعن و تبرّا گذاشتند

در جعد زلف یار خزیدند خویشتن

ما را اسیر و مانده در اینجا گذاشتند

“رافق” به شعر سحر کنی زان سبب ترا

با رشک و صد جفا به چلیپا گذاشتند

Likes(0)Dislikes(0)

این خبر را به اشتراک بگذارید :