پایگاه خبری خبر ماکو ، به نقل از مجله پیام زن

داستان چیست؟

ویژگی یک داستان خوب

چرا و چطور بنویسیم؟

«خیل نامه ها و داستانهای دوستان عزیز و علاقه مندان به دنیای ادبیات، ما را بر آن داشت که از زمستان ۷۵، بخشی از مجله را به نوشته های خوب این عزیزان اختصاص دهیم. پس در تلاشی مضاعف سعی کردیم با زبانی ساده و در صفحه «قصه های شما» با ذکر برخی از اشکالات، نویسندگان محترمی را که از روستاها و شهرهای مختلف برایمان داستان فرستاده بودند، یاری دهیم. اما پس از مطالعه بیش از صد اثر ارسالی متوجه شدیم که بیشتر علاقه مندان دارای ضعفهای مشابهی در امر نگارش هستند. به عنوان مثال بعضی از نوشته های ارسالی، دارای طرحهای ناقص، سوژه های تکراری، شخصیت پردازیهای ضعیف، گفتگوهای نسنجیده و نارسا، پیامی مستقیم و یا هدفی گنگ و گمشده، آشنا نبودن با زاویه دیدها و یا عدم پرداخت صحیح کشمکش و حادثه و … بودند.

کاملاً مشهود بود که برخی از این نگارندگان به علت عدم مطالعه کافی و اطلاعات ناکافی و شتاب در امر نگارش و ارسال داستان، اقدام به نوشتن این متنهای روایی، قطعات ادبی، خاطره و داستانهای ضعیف کرده بودند که طبعا عناصر داستانی کمتر در آنها یافت می شد.

البته ناگفته نماند که در این میان داستانهای قوی و جذابی هم خودنمایی کرده اند. داستانهایی که نشانگر آشنایی کامل نویسنده با عناصر و سبکهای داستانی بودند، که ما نیز در جای خود خالق این آثار را تشویق کرده و آثارشان را به چاپ رسانده ایم.

به هر حال، بنا به ضرورتی که مشاهده می شود و برای اعتماد به نفس بیشتر این دوستان و یادآوری نکات گفته شده، سعی داریم بعد از این، در هر شماره به طور خلاصه و با مثالهایی ساده به ذکر عناصر داستان و لزوم کار نویسندگی بپردازیم، چرا که عنصر داستانی در ادبیات، عنصری است که بدون آن، داستان موجودیت نمی یابد و به اثری ناقص بدل می شود.»* * *

داستان چیست؟

هنر راهی است برای شناخت دنیا. هنرمند برای آفرینش یک اثر، ابتدا در مرحله «احساس» و سپس «ادراک» چیزی را که وجود ندارد خلق می کند. با این حساب، صاحب نظران، ادبیات را شاخه ای از هنر دانسته اند که در آن بیان زیبا و متعالی احساس، عاطفه و اندیشه انسانی به مدد واژه ها و جمله ها صورت می گیرد. پس می بینیم که ادبیات برخلاف تصور عده ای، به معنای احساس و اندیشه های زیبا نیست. بلکه بیان زیبای این اندیشه هاست. در این میان، داستان به عنوان یکی از برترین شکلهای ادبی، مطرح می شود که می تواند این مهم را به انجام برساند.

داستان بیان واقعه ای است که در آن یک مجموعه عنصر اساسی مانند شخصیت، زبان، فضا، ساختمان، موضوع، محتوا و … حضور و نفوذ داشته باشند، بر اساس نیازها و اهداف انسانی خلق شده باشد و کارکرد زمان و روشهای زمان بندی در آن نقش اندیشمندانه و ظریفی یافته باشد.

به بیانی دیگر، داستان، اثری کوتاه است که در آن نویسنده به یاری یک طرح منظم، شخصیتی اصلی را در یک واقعه اصلی نشان دهد؛ طوری که این اثر بر روی هم تأثیر واحدی را القا کند و مخاطب نیز به دریافت خاصی از داستان و تفکرات نویسنده برسد.

قصه، داستان کوتاه، داستان بلند و رمان، شکلهای مختلف ادبیات داستانی هستند، که بنا به شکل، محتوا، موضوع، سبک و … به انواع و اقسام مختلفی تبدیل می شوند. البته قصد ما فقط پرداختن به داستان کوتاه است که خود پایه اساسی تشکیل داستانهای بلندتر و رمان می باشد. گرچه عمر داستان کوتاه و رمان، کوتاهتر از بقیه اشکال است ولی در بین عموم پذیرفته تر و پرطرفدارتر می باشد. اگر داستان کوتاه را یک ساز فرض کنیم، رمان یک سمفونی و مجموعه ای از سازهاست. رمان نویس شخصیتهایی را انتخاب می کند و آنها را در موقعیتی از اجتماع قرار می دهد، بعد در نتیجه درگیری و کشمکش این شخصیتها با هم و بر اثر برخورد و اصطکاک آنها با افراد آن اجتماع، وقایع رمان به وجود می آید، ولی برای نویسنده داستان کوتاه چنین فرصت و امکانی پیش نمی آید و هرگز مجموعه زندگی شخصیتی تجسم پیدا نمی کند. در داستان کوتاه، شخصیت قبلاً پرورش یافته است و حال در پیش چشم خواننده منتظر، فقط درگیر کاری است که آن کار محتملاً به اوج و لحظه حساس و بحرانی خود رسیده، یا در جریان کاری است که قبلاً به وقوع پیوسته اما به نتیجه نهایی خود نرسیده است.

علاوه بر این، داستان شالوده هر اثر روایتی و نمایشی خلاق است. در واقع، تمامی آثار سینما و تئاتر در هر شکل و شیوه اجرایی، محتاج متنی خاص هستند، که در این متن داستان نقش اصلی دارد و می کوشد در عین سرگرم کننده بودن، آموزنده نیز باشد و پیامی را به مخاطب منتقل کند. گستردگی موارد استفاده داستان و شیوه زیبای آن در بیان هنری و ادبی اندیشه های خاص، موجب شده علاقه مندان بسیاری به این کار روی آورند و به نویسندگی بپردازند، اما باید توجه داشت یک داستان نویس نباید زندگی را تقلید کند بلکه بایستی از مواد و مصالح آن استفاده کرده و چیزی را که مد نظرش است خلق کند.

ویژگی یک داستان خوب

یکی از مشخصات مثبت داستان، اختصار و کوتاهی آن است. یک نویسنده ماهر باید بتواند با کمترین کلمات، بیشترین مفهوم را القا کند. در واقع او باید با استفاده از ایجاز و گزیده گویی، با زیباترین و کوتاهترین جملات، داستانش را بنگارد، آن هم با زبان و سبک زمان خودش.

ابتکار، یکی دیگر از این ویژگیهاست. نویسنده باید با استفاده از خلاقیت و ابتکار خویش، طرح مناسبی را با پیچهای لازم پی ریزی کند تا بتواند در مرحله بعد به روشنی و با منظوری مشخص و واضح داستان را بنویسد. ساده و روان نوشتن دلیل بر کم سوادی نویسنده نیست، بلکه برعکس نشانگر قدرت او در استفاده از ساده ترین کلمات است. مبهم نویسی و استفاده از کلمات غیر مستعمل، بیانگر آن است که نویسنده خود نیز نمی داند که به روشنی چه می خواهد بگوید.

تازگی شیوه پرداخت نیز کمک می کند تا داستان نسبت به آثار مشابه که دارای موضوعهای یکسان هستند، از جذابیت ویژه ای برخوردار باشد. نویسنده باید سعی کند با استفاده درست و مناسب از عناصر مختلف و با زاویه دیدی متغایر از دیگر نویسندگان اثرش را خواندنی و به یادماندنی کند.

چرا و چطور بنویسیم؟

به طور مسلم کسی که می خواهد نویسنده شود، با توجه به هدف والای خویش دست به این کار می زند. کمتر دیده شده که کسی فقط به خاطر پول و مادیات قلم بزند. خواسته و ناخواسته کلماتی که از قلم نویسنده تراوش می کنند، می تواند تأثیرات مثبت و گاه بسیار منفی روی جامعه کتاب خوان داشته باشد. پس مطالعه کتابهای مناسب و آشنایی با تفکرات و عقاید نویسندگان مختلف، هر قلم به دستی را در هر مرحله ای یاری خواهد داد و استعدادهای او را شکوفاتر خواهد کرد.

از سویی دیگر، این نویسنده است که باید شرایط مناسب کارش را بسازد نه اینکه انتظار داشته باشد طی شرایطی ناگهان نویسنده شود. او از درون فریاد می کشد که من نیازمند نوشتن هستم و تنها به این وسیله است که می توانم با مفاسد زمان خویش مبارزه کنم. پس در واقع این انگیزه و هدف نویسنده است که او را به نوشتن وادار می کند. انگیزه به صورت جرقه ای در ذهن هنرمند ظهور می کند و او را به تولید هنری اثرش راغب می کند. انگیزه ابتدا نویسنده را دگرگون می کند و آنگاه از طریق نوشته های او مردم یک منطقه، شهر و سپس جهانی متأثر می شوند.

نویسنده باید خود مورد تأثیر واقع شده باشد تا بتواند تأثیرگذار باشد. اگر به انگیزه ها، شکل عمومی و مردمی داده شود آن وقت شاهد خواهیم بود که چگونه مخاطب برانگیخته و متحول می شود.

اگر نویسنده با توجه به جهان بینی اسلامی که بر اساس توازن و تعادل بین زندگی دنیوی و اخروی و بر اساس رنجها و شادیها، زیباییها و زشتیها، دردها، عشقها و شکستها و غیره است، بنویسد، به درستی افراد اجتماعش را با مشکلات و واقعیات زندگی آشنا خواهد کرد. در واقع وظیفه داستان، رساندن خواننده دردمند است به ریشه درد و به علت و راه درمان درد. اعتقاد برخی بر این است که داستان می تواند در ایجاد ساختمانی مناسب برای زندگی و سرنوشت انسان نقش مؤثر و تعیین کننده ای داشته باشد. البته تمام اینها پیش نمی آید مگر با اراده و تلاش سرسختانه نویسنده و صبوری و پشتکار فراوان او.

یک نویسنده مردمی چون می داند داستان لطیف کننده روح مخاطب است در جهت ادراک دردهای مشترک، و نه غفلت از واقعیت و غرق شدن در لذات و خیالات؛ پس می کوشد از مردم برای مردم بنویسد، به میان جمع برود، به حرفهای مردم گوش بسپارد و به اعمال و گفتار آنها در مکانهای مختلف دقت نماید و به معنای واقعی، زندگی دیگران را به قصد آگاهی و آشنایی بیشتر مطالعه کند، سپس در خلوت خویش روی شخصیتها و حوادث داستان کار کند و به خلق اثرش بپردازد. در این صورت، با اینکه نویسنده در جمع است ولی همیشه تنهاست و مصداق این حدیث است که «در میان مردم باش و با آنان نباش.» با این شیوه حتی می توان به سوژه ها و طرحهای بکری دست یافت و با ابتکار، داستانهای زیبایی نوشت. این کار علاوه بر تمام محاسن و فواید عمومی، می تواند برای نگارنده نوعی تصفیه و تزکیه نفس به همراه داشته باشد و او را به قیام در مقابل نفس اماره وا دارد، چرا که وی با قصدی الهی، همنوعانش را یاری می دهد و خود نیز به پالایش روحی می رسد.

می توان این طور برداشت کرد که این عاطفه قوی نویسنده است که او را به سوی یکی شدن با مردم و شخصیتهایی که خلق می کند، می کشاند. البته این به معنی احساساتی بودن نیست چرا که احساس تأثیرپذیری مستقیم و آنی است، اما عاطفه رابطه غیر عقلی انسان با پیرامونش است که به طور عمیق و استوار با عوامل و مسایل مختلف برقرار می شود.

حال که دانستیم برای چه می نویسیم و از که می خواهیم سخن بگوییم، وارد مرحله طرح و دیگر عناصر داستانی می شویم که ان شاءاللّه در شماره های آتی به آن خواهیم پرداخت.

Likes(0)Dislikes(0)

این خبر را به اشتراک بگذارید :