زندگی نامه حجت الاسلام و المسلمین سید حیدر موسوی/ قسمت ششم (به قلم میر نظیر موسوی)

خبر ماکو: زندگی نامه حجت الاسلام و المسلمین     سید حیدر موسوی     قسمت ششم  (به قلم میر نظیر موسوی)

نیم قرن تاریخ سیاسی شفاهی ماکو

﴿ تحصیل در مدرسه جدید ﴾

در سال ۱۳۳۶ به دنبال ایجاد مدارس جدید در روستا میرحیدر مجبور شد از نو و از سال دوم دبیرستان در مدرسه جدید روستا به تحصیل بپردازد. هر چند در ابتدای امر مخالفت‌هایی از طرف متشرعین در مقابل این مدارس جدید صورت می‌گرفت ولی با گذشت زمان مخالفت‌ها کم می‌شد و این مدارس در سطح اجتماع جا می‌افتادند. در رند نیز ابتدا برخی متدینین و خصوصاً روحانی آن روزهای رند مخالفت‌هایی با این مدرسه داشتند ولی این مدارس تشکیل شد و دانش آموزان با سبک جدید آموزش دیدند. روایت است که آقا میر نظیر خود در ساخت این مدرسه جدید در روستا همکاری داشت و این عمل وی باعث استقبال روستاییان از این مدارس شد.

دهه بیست ۱۳۰۰ شمسی از سال‌های پرالتهاب تاریخ ایران است. بعد از ترک تازی‌های اسماعیل سیمیتقو در آذربایجان و کردستان و ناامنی‌های ایجاد شده، ایران در سال ۱۳۲۰ به دنبال جنگ جهانی، شاهد ورود نیروهای متفقین به ایران و اشغال آن توسط قوای روس و انگلیس از شمال و جنوب بودند و حضور قوای شوروی در آذربایجان روند این ناامنی را دوچندان نمود. بعد از حضور شوروی در ایران و حمایت از دو حکومت خودمختار سید جعفر پیشه وری در آذربایجان و حکومت خودمختار مهاباد به رهبری قاضی محمد به سال ۱۳۲۴ دوباره ناامنی‌هایی در آذربایجان به وقوع پیوست و حضور بارزانی ها در آذربایجان و عبور آنها از ماکو به شوروی که به دنبال حمایت از حکومت خودمختار مهاباد آمده بودند و بعد از شکست آن فراری شده بودند، باعث ماندگاری احساس ناامنی در مردمان آن روزگار آذربایجان و بخصوص روستاهایی چون رند شده بود. احساس ناامنی ریشه دار در دل و جان ایرانیان آن روزگار، انعکاسی از شرایط آن عصر دارد که جزو فرهنگ این مردمان شده است. تاثیرات این اخلاق در روابط اجتماعی و سیاسی اثری پایدار به وجود آورده است که سرمایه اجتماعی را کاهش و میل به سرمایه گذاری را به حداقل رسانده است. در نتیجه ملک و خاک یگانه منبع مورد اعتماد برای سرمایه گذاری برای این مردمان شده است. موقعیت مرزی ماکو و رفت آمد زیاد به روستای رند و مراودات تجاری زیاد اهالی این روستا با دیگر مردمان تاثیرات شگرفی در خلقیات اهالی این روستا داشته است که صبر و حوصله و کم حرفی و قناعت و راضی بودن از روزگار و عدم اعتماد به بیگانگان از اخلاق شایع اهالی می‌باشد. وجود عزیز آقا معلم و خیل تحصیل کرده نیز باعث عجین شدن علم دوستی با این اخلاق شده و سیمای منحصر به فردی در منطقه ماکو به اهالی این خطه بخشیده است.

در این بین در این دهه ساختار آموزشی کشور نیز تغییرات اساسی به خود دید. یک دهه قبل از این تاریخ نظام جدید آموزشی ۶ – ۳ – ۳ اجرا شد که تا سال ۱۳۴۵ تداوم یافت و به‌تدریج طی دو دهه تمامی ایران را فرا گرفت. تاکید بر اجباری بودن تحصیل خصوصاً در روستاها ساختار آموزشی کشور را که قبل از آن به شکل مکتبخانه بود تغییر داد. بسیاری از دانش آموزان که قبلاً مکتبخانه رفته بودند مجبور شدن از نو با تکرار پایه در مدارس جدید به ادامه تحصیل بپردازند. میرحیدر نوجوان نیز از این قاعده مستثنی نبود.

از یک سو ناامنی‌های این دهه ذهن و جان هر فرد را تحت تأثیر قرار می‌داد، ایجاد دولت متمرکز و مدرن نیز با ایجاد نهادهای آموزشی و فرهنگی مدرن بعضی ناامنی‌های ارزشی و اعتقادی را باعث می‌شد که آن نسل میراث دار آن می‌شدند.

میرحیدر تا سال ۱۳۳۹ پایه‌های تحصیلی را یکی پس از دیگری با موفقیت پشت سر می‌گذارد و آماده امتحانات پایانی ابتدایی می‌شود. هوش سرشار و علاقه فراوان به علم و دانش، عامل موفقیت این دانش آموز خوب روستا بود که وی را در بین همسالان خود متمایز می‌کرد. ولی اتفاقی در روند ادامه تحصیل سرنوشت این روستا زاده سادات رند را تغییر داد. علاقه به تحصیل علم و شغل پزشکی دل و جان این نوجوان را فرا گرفته بود و تنها یک اتفاق می‌توانست در این مسیر تغییر ایجاد کند.

در یکی از امتحانات به دلیل دیر رسیدن به سر جلسه امتحان در یک درس قبول نشده و لذا برای ادامه تحصیل در مقطع راهنمایی با مشکل مواجه می‌شود. دیر رسیدن را خود خرابی ساعت و یک ساعت عقب ماندن از زمان بیان کرده بود.

حال دیگر سید نوجوان باید مسیر دیگری برای زندگی انتخاب می‌کرد و آن به دنبال یافتن پاسخ‌های اساسی زندگی رفتن بود. میرحیدر در تمامی مراحل زندگی دستی نامریی را می‌دید که او را حامی و مددکار و راهنما بود. تولد در سنین بالای والدین و اتفاقاتی شگرف در زندگی این اعتقاد را در وی دوچندان می‌نمود. خود نقل می‌کرد که در ایام خردسالی که همیشه برای شکار پرندگان عازم کوهستان می‌شد روزی هنگام عبور از باریکه‌ای در کوه به ناگاه دستش از سنگ رها شد و در آستانه سقوط در دره‌ای قرار داشت که ناگاه دستی نامریی وی را نگاه داشت. این حادثه چنان در ضمیر این سید نشست که تا پایان عمر، زندگی دوباره را ودیعه‌ای الهی می‌دانست که باید صرف راه خدا و خدمت به خلق خدا می‌کرد.

مدتی پدر وی را برای آموختن حرفه خیاطی نزد خیاطی در ماکو فرستاد ولی عشق و علاقه وافر سید به علم باعث شد که راهی روستا شود و با گریه و تمنا خواستار ادامه تحصیل شود. این خواسته چندین بار تکرار شد و رفت آمد میان ماکو و رند سید نظیر را متقاعد کرد که فرزند را به ادامه تحصیل فرستد.

امنیت موجود در ایران برای شیعیان به خصوص سادات، یکی از عمده‌ترین دلایل این مهاجرت‌هاست. ایران، دور از دسترس حکومت‌هایی بود که مرکز آنها در شام و یا عراق قرار داشت. فشارهای عباسیان و قبل از آنها امویان، باعث شد تا آنها، بدین مناطق مهاجرت کنند. از میان علویین، کسانی که در قیام‌هایی چون قیام «زید»، «محمد بن عبدالله»، «ابراهیم بن عبدالله» و «حسین بن علی» (شهید فخ) شرکت کرده بودند، احساس خطر بیشتری می‌کردند. آن‌ها، یا همچون «ادریس بن عبدالله» به شمال آفریقا و یا مانند «یحیی بن زید» و «یحیی بن عبدالله»، به مناطق شرقی یعنی ایران، متواری می‌شدند. دلیل دیگر مهاجرت آنها، همان دلیلی بود که سایر اعراب را به این مناطق، جذب می‌کرد. رفاهی که این شهرها، می‌توانست دربرداشته باشد برای عده‌ای از آنها، قابل توجه بود. یکی از دلایل آمدن آنها پس از این ماجرا، «جذب نیرو» برای «قیام» بوده است. مردم ایران که یک بار به هنگام روی کار آمدن عباسیان، علاقه خود را جهت «تغییر حاکمیت» عرب‌ها نشان داده و امتحان خوبی نیز داده بودند.

اما مهمترین دلیلی که می‌توان بر کثرت سادات موسوی داشت تمایلات مأمون خلیفه عباسی بود که از امام علی بن موسی الرضا (ع) برای ولی عهدی به خراسان ایشان را فرا خواند. پس از این ماجرا با آمدن حضرت علی بن موسی علیه السلام به ایران، گروه‌هایی از «سادات»، راهی ایران شدند. تسامح مأمون در مقابل سخت گیری پدرش هارون الرشید، نبست به سادات، در رشد و سربلندی و افزایش علویان، تأثیر بسزایی داشت. او گر چه با قیام‌های آنها به شدت برخورد کرد، اما در حالت عادی به علت اعتقادی که به برتری حضرت علی بر سایر خلفا داشت، نسبت به علویین نیز احترام زیادی گذاشت. با این حال در اواخر، سیاست او، کاملاً نسبت به این افراد که در هر حال حکومت عباسیان را تهدید می‌کردند، عوض شده بود. آمدن حضرت فاطمه معصومه (س) به ایران از جمله، مهاجرت‌هایی بوده که در رابطه با آمدن علی بن موسی (ع) به ایران صورت گرفته است. از این رو برادران و خواهران امام رضا که در واقع فرزندان امام موسی کاظم بودند به ایران مهاجرت نمودند و باعث افزایش سادات منسوب به این امام شدند که امروزه سادات موسوی تعداد قابل توجهی در ایران هستند.

یک نظر بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 2 =