آموزش شهروندی حلقه گمشده گردشگری استان آذربایجان غربی / اکبر رفاهی ـ فعال گردشگری

خبر ماکو به نقل از دوهفته نامه آوای آزاد :

صنعت توریسم به عنوان یکی از مهمترین صنعت های پولساز دنیا، هر روز چتر خود را بر پهنه قاره ها می گستراند و شکل های جدیدی از آن نیز ابداع و تبلیغ می گردد.
طبق آمارهای رسمی ارائه شده ، توریسم در سال ۲۰۱۷ ، ۶/۷ تریلیون دلار یعنی ۱۰درصد تولید ناخالص جهان را به خود اختصاص داده است و ۲۹۲ میلیون شغل ایجاده که این میزان یک دهم کل اشتغال جهانی است؛ همچنین ۶/۶ درصد صادرات جهان و ۳۰درصد صادرات بخش خدمات در این بخش است.
با توجه به این مهم، می توان اهمیت این صنعت را در استان آذربایجان غربی متصور شد. آذربایجان غربی با رنگین کمانی از ادیان و مذاهب، آثار تاریخی ثبت جهانی و ملی، طبیعت منحصر بفرد و غیره یکی از بهترین بسترهای لازم برای گسترش صنعت توریسم را دارد.
اما برای رسیدن به بهره برداری از گردشگری، نیاز به شهروندانی دارد که بتوانند درباره این صنعت آموزش ببیند و بکار بگیرند تا جاذبه بیشتری برای جلب نظر گردشگر داشته باشند و خدای نکرده دراثر بی توجهی و جهل در این موضوعات موجب دافعه نگردند.
ورود گردشگران به شهرها و تعامل و زندگی هر چند کوتاه مدت به‌ همراه شهروندان شهر میزبان از جمله پدیده‌های اجتماعی است که باید شهروندان در سطوح مختلف برای مواجهه با آن آموزش‌های لازم را دیده باشند. بی‌شک نگرش گردشگران و احساس رضایت آنها از سفر به نحوه و نوع برخورد شهروندان با افرادی که ناآشنا با زبان، فرهنگ و آداب و سنن شهرهای جدید هستند، بستگی دارد. تبریز از جمله شهرهاییست که سال‌ها به دلایل مختلفی علی‌رغم دارا بودن پتانسیل‌های فراوان از رشد قابل توجه صنعت گردشگری برخوردار نبوده، اما طی سال‌های اخیر کمی رونق در این عرصه را شاهد بوده است. از این رو، وقوع اتفاق مهمی همانند میزبانی سال ۲۰۱۸ به عنوان پایتخت گردشگری کشورهای اسلامی ضرورت رشد آموزش‌های شهروندی در سطوح مختلف را ایجاب می‍‌کند. * حامد معین پور/
آموزش شهروندی و گردشگران «تبریز ۲۰۱۸»
طبیعی است در مناطق شهری و روستایی دور از مراکز استان و کلان شهرها، مقاومتی از سوی سنت روبرو خواهیم شد اما همراهی با صنعت توریسم لاجرم است و با آموزشهای صحیح می تواند همین سنت ها به پتانسیل های بسیار کارآمد برای جذب گردشگر باشد.
اثرات اجتماعی، اقتصادی و محیطی گردشگران درمناطق هدف گردشگری بسته به موقعیت جغرافیایی آنها متغیر است چه بسا اثر گردشگری در شهرهای جنوبی استان با شمال استان و مرکز استان فرق داشته باشد اما داد و ستد فرهنگی و اجتماعی این صنعت به گونه ای است که اگر دراثر آموزشهای مداوم توازنی ایجاد نکند می تواند خود به یک ضد فرهنگ تبدیل و مروج ناهنجاری هایی شود که با منطقه هدف سنخیتی نداشته باشد.
ظرفیت شبکه های مجازی، رادیو ، تلویزیون ، سایت های اینترنتی و غیره می توانند بخش بزرگی از این آموزش را به دوش بکشند و در کنار آن آموزش های تخصصی برای صنف های گوناگون و خصوصا آموزش در مدارس به بهترشدن شرایط جهت پذیرایی از گردشگران و پولسازی کمک کند.
شبکه های مجازی گسترده ای که هر شهر و روستایی را صاحب کانال یا گروه کرده است باید به جای مجادلات بیهوده که فقط وقت و انرژی را از افراد می گیرد در جهت آموزش های شهروندی به کار گرفته شود باعث اصلاح رفتارها خواهد شد.
در بحث عدم جذب گردشگری، متناسب با ظرفیت های این خطه وجود مشکلات و نارسایی های ساختاری و زیربنایی، واقعیتی غیر قابل کتمان است، اما به نظر می رسد دایم از مشکلات ساختاری و زیربنایی سخن گفتن بیشتر بهانه جویی و فرار کردن از «مسئولیت شهروندی» است.
جدا از مشکلاتی که در جذب گردشگری منطقه وجود دارد، به نظر می رسد هریک از ما نیز به عنوان یک شهروند دارای قصوراتی در این امر هستیم و از برخی وظایف شهروندی خود شانه خالی کرده و با داشتن «دید محدود» هنگام رودرو شدن با علاقمندان سفر به این خطه، صرفا از زیبایی ها شهر خود، حتی بدون درنظر گرفتن زیبایی های روستاهای اطراف شهر سخن می گوییم که گاها شاید این زیبایی ها از تعداد انگشتان یک دست نیز فراتر نرود. این امر یک واقعیت است که اگر هر کدامیک از ما صرفا از زیبایی ها شهر خود سخن گوییم، طبیعی است که ترغیب گردشگر جهت مسافرت به این خطه کمی سخت تر خواهد شد، اما اگر از زیبایی ها کل خطه سخن گوییم و اطلاعات کافی برای معرفی آن ها داشته باشیم و به مخاطبمانمان تصاویری انبوه از زیبایی های خطه بدهیم، بدون شک، تردید آن ها برای گردش به این خطه به «یقین» تبدیل خواهد شد.

باید قبول کرد که فرهنگ پذیرش توریست امری است که شاید هنوز در ایران جا نیفتاده است. منظور از فرهنگ میزبانی چیست؟ یعنی هنگام برخورد با یک گردشگر، فرهنگ اجتماعی کشور او را در نظر بگیریم. هرچند این یک حقیقت است که اغلب گردشگران برای درک همین تفاوت های فرهنگی به مقاصد مورد نظرشان وارد می‌شوند اما نباید هیچ گاه اجازه داد که این تفاوت ها به تجاوز فرهنگی تبدیل شود. برای مثال شما با یک توریست اهل خاورمیانه و بخصوص اهل کشورهای عربی می‌توانید در برخورد اول دست دهید و روبوسی کنید اما چنین چیزی هنگام برخورد با یک توریست غربی، امری نه چندان خوشایند به شمار می‌رود؛ در عوض شما تنها با یک لبخند می‌توانید اعتماد وی را جلب کنید.
اما در ایران هنوز راه زیادی را باید برای نهادینه کردن فرهنگ میزبانی از توریست پیمود چرا که در بعضی مواقع این نه خود توریست بلکه هم وطنان ایرانی خودمان هستند که وجه ملی یکدیگر را خراب می کنند؛ مثلا همین که توریستی می خواهد از اصفهان دیدن کند، می گویند “حواست باشد اصفهانیا خسیس هستند و بهت جنس می اندازند” اگر به تهران برود می گویند حواست باشد تهرانی ها “قالتاق” هستند و سرت کلاه می گذارند.
اگر بخواهد به غرب برود می گویند احتیاط کن “آنطرف ها امن نیست! ” شاید این جملات برای شمای ایرانی شوخی معمول روزانه به نظر برسد اما همین چند کلمه برای توریستی که سفیر انتقال فرهنگ کشور ما است، ذهنیت مسمومی را می‌سازد و به این ترتیب همین ذهنیات و تجربه های خود را به طور خودکار به سایر هموطنان خود نیز انتقال خواهد داد. باید به این حقیقت واقف باشیم که هر توریست یک دوربین زنده است که می تواند فرهنگ ما را با کوچکترین جزییات ضبط کند و آن را به جهانیان نشان دهد؛ پس سعی کنید نقش فراموش نشدنی را در فیلم گردشگران ایفا کنید.
در یک کلام انجمن های غیر دولتی و شرکت های گردشگری و در کنار آن مراجع تصمیم ساز و تصمیم گیر در زمینه فرهنگ و گردشگری باید برای پذیرایی از گردشگران داخلی و خارجی اقدام به تشکیل کلاس های آموزشی کنند و گرنه یک مواجه اشتباه از یک هموطن می تواند برای گردشگری یک منطقه فاجعه به بار بیاورد و اندوخته های فرهنگی و اجتماعی و همچنین اجتماعی یک شهر یا روستا را به باد فنا دهد.

یک نظر بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 5 =