اخبار منطقه آزاد ماکوفرهنگی و هنری

زندگی نامه حجت الاسلام و المسلمین سید حیدر موسوی /قسمت هفتم (به قلم میر نظیر موسوی)

زندگی نامه حجت الاسلام و المسلمین  سید حیدر موسوی       /قسمت هفتم (به قلم میر نظیر موسوی)
نیم قرن تاریخ سیاسی شفاهی ماکو
﴿در پی علم دین﴾
روزگار و تقدیر خداوندی سرنوشت دیگری برای سید نوجوان در نظر داشت. سکونت علما در منزل آقا سیدنظیر که در ماه های صفر، محرم و رمضان برای تبلیغ دین عازم روستا می شدند، حشر و نشر با ایشان، تدین و ایمان پدر و تاثیر چشم گیر پسر عم روحانی سید حیدر – حجت الاسلام و المسلمین حاج سید اسلام هاشمی مشهور به میراسلام آقا که مورد رجوع و اعتماد اهالی روستا های اطراف ماکو بود – شور و شوق تحصیل در حوزه های علمیه را در وی بر می انگیخت. دست حسن قضای الهی، کتاب زندگی میرحیدر را این گونه رقم می زد که پس از نیم سال دوری از درس و علم و به خاطر اصرار و طلب بسیار از پدر، در فروردین ۱۳۳۹ همراه حاج میراسلام آقا راهی حوزه علمیه قم شود. اما تن‌ها سه ماه توانست در قم بماند و از سال جدید تحصیلی راهی حوزه علمیه خوی شد.
خوی بزرگترین و از کهن ترین تمدن ها و قدیمی ترین شهر های شمال غرب آذربایجان ایران می باشد که قدمت شهرنشینی در آن به ۶۰۰۰ سال قبل می‌رسد. همچنین خوی یکی از پایتخت‌های اورارتوها (خویوره) بوده است. این شهر از نظر علمی و فرهنگی از ریشه دار ترین شهر های استان می باشد که قدمت مراکز علمی آن به گذشته دور برمی گردد و زادگاه عالمان بسیاری می باشد. از مهمترین مراکز علمی خوی حوزه علمیه آن است که دارای سابقه ۸۰۰ ساله می باشد.
دوره شکوفایی حوزه علمیه خوی بعد از جنگ چالدران است. جنگ چالدران موجب حضور جمعی از عالمان شیعه در این دیار که در شمال غرب خوی واقع است، شد. این حضور زمینه های شکوفایی فرهنگ علوی را فراهم ساخت. جنگ چالدران بین ایران و عثمانی و شهادت بسیاری از ایرانیان در این جنگ به تشییع عظمت بخشیدد. لذا این دوره، دوره روی آوری عالمان شیعه به این دیار بود. تا قرن ۱۲ و ۱۳ هجری عالمان زیادی رحل اقامت در خوی افکندند و بر غنای علمی حوزه افزودند.
در قرن ۱۳ هجری جمعی از تربیت یافتگان حوزه های علمیه نجف اشرف و مشهد مقدس حوزه علمیه خوی را پی نهادند. از این رو طلاب با استعداد خوی در این دوره به حوزه علمیه نجف بیش از هر حوزه ای علاقه نشان دادند و پس از تکمیل مقدمات و سطوح در نجف از محضر مجتهدان بنام شیعه چون علامه بحرالعلوم، شیخ انصاری و سیدحسین کوه کمری دوره عالی اجتهاد را فرا گرفته و در خوی به مرجعیت پرداختند. حضور این عالمان بر وجه علمی حوزه خوی می افزود که حاصل آن به رشته تحریر در آمدن ده ها جلد کتاب فقی، کلامی، تاریخی و… در آن دوره می باشد.
حضور میر حیدر در حوزه همزمان با دوران پهلوی بود. مدرنیزاسیون آمرانه و غرب گرایانه مهم ترین ویژگی عصر پهلوی شمرده می شود. پهلوی اول (رضاشاه) قبل از رسیدن به سلطنت قول داده بود که نسبت به حفظ شأن دین اسلام و روحانیت، پایبند باشد؛ امَا قلباً عقیده داشت که علما در برخورد با مشکلات دوران جدید، ابزارهای علمی و عملی لازم را ندارد، از این رو با طرح موضوع جدایی دین از سیاست؛ کوشید از نفوذ اجتماعی روحانیون که ناگزیر اقتدار سیاسی را در پی داشت، بکاهد. وی با تغییرات بنیادین اجتماعی، رابطه دین و دولت را به گونه‌ای بی‌سابقه بر هم زد و از ابتدای سال ۱۳۰۷ یورش رژیم به روحانیون با سرکوبی اعتراض آیت‌الله بافقی آغاز و سیاست‌های سلب نفوذ روحانیون از امور اجتماعی و تحقیر آنان و مخالفت با شعائر مذهبی اجرا گردید. با سیاست تحدید نفوذ روحانیون، تعلیم و تربیت مدارسی که تولیت آن با روحانیون بود، به وزارت معارف واگذار شد، سلب اختیار از روحانیت در دادگاه ها، ماجرای کشف حجاب و … که در دوران پعلوی دوم نیز تداوم یافت، دوران سختی را حوزه های علمیه شاهد بودند.
دوره تحصیل سید نوجوان در حوزه علمیه خوی در سال های ۴۰ و ۴۱ مصادف با دوران سلطنت محمدرضا شاه بود. محمدرضا شاه در ابتدای سلطنت تا زمان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ راه تعامل با روحانیون را طی نمود و توان مقابله با علما را نداشت. ولی بعد از آن سال ها، همچون پدر با به اختیارگرفتن ارکان قدرت، شروع به سرکوب روحانیت نمود و سعی در پایین نگه داشتن نفوذ این طبقه اجتماعی داشت.
حوزه علمیه خوی نیز تحت این شرایط چاره ای جز حفظ حداقلی خود نداشت. لذا طلابی که در آن دوران وارد حوزه های علمیه می شدند از صمیم قلب و با ایمان راسخ به تحصیل در آن می پرداختند. نسل حجت الاسلام والمسلمین سید حیدر موسوی، در دوران حوزه نسل طلایی بودند که میراث دار آن وضع بودند که سعی در تقویت جایگاه علمی حوزه داشتند و جوابگویی به شبهات عصر. اکثر طلاب و اهالی آذربایجان در آن دوران بعد از فوت آیت الله برجردی، مقلد آیت الله خویی بودند و سید حیدر نیز از این قاعده مستثنی نبود.
وجه غالب حوزه علمیه خوی تا آن زمان مکتب حوزه نجف بود که با توجه به وضعیت زمان و افکار انتقالی آیت الله خویی به آن حوزه، دوری از سیاست و حفظ جایگاه دین و حوزه رویکرد اصلی بود. لذا توجه به درس و بحث مهم تلقی می شد و فلسفه و عاوم عقلی جایگاه کمی در آن داشت.
ادبیات و ادبیات عرب و دروس سنتی حوزه در خوی وضع نسبتا خوبی داشت ولی نمی توانست جوابگوی خواسته های سید جوان باشد. لذا بعد از دو سال تحصیل در خوی وی آماده انتقال به قم می شد که مصادف با فوت پدر می شود.
امنیت موجود در ایران برای شیعیان به خصوص سادات، یکی از عمده‌ترین دلایل این مهاجرت‌هاست. ایران، دور از دسترس حکومت‌هایی بود که مرکز آنها در شام و یا عراق قرار داشت. فشارهای عباسیان و قبل از آنها امویان، باعث شد تا آنها، بدین مناطق مهاجرت کنند. از میان علویین، کسانی که در قیام‌هایی چون قیام «زید»، «محمد بن عبدالله»، «ابراهیم بن عبدالله» و «حسین بن علی» (شهید فخ) شرکت کرده بودند، احساس خطر بیشتری می‌کردند. آن‌ها، یا همچون «ادریس بن عبدالله» به شمال آفریقا و یا مانند «یحیی بن زید» و «یحیی بن عبدالله»، به مناطق شرقی یعنی ایران، متواری می‌شدند. دلیل دیگر مهاجرت آنها، همان دلیلی بود که سایر اعراب را به این مناطق، جذب می‌کرد. رفاهی که این شهرها، می‌توانست دربرداشته باشد برای عده‌ای از آنها، قابل توجه بود. یکی از دلایل آمدن آنها پس از این ماجرا، «جذب نیرو» برای «قیام» بوده است. مردم ایران که یک بار به هنگام روی کار آمدن عباسیان، علاقه خود را جهت «تغییر حاکمیت» عرب‌ها نشان داده و امتحان خوبی نیز داده بودند.
اما مهمترین دلیلی که می‌توان بر کثرت سادات موسوی داشت تمایلات مأمون خلیفه عباسی بود که از امام علی بن موسی الرضا (ع) برای ولی عهدی به خراسان ایشان را فرا خواند. پس از این ماجرا با آمدن حضرت علی بن موسی علیه السلام به ایران، گروه‌هایی از «سادات»، راهی ایران شدند. تسامح مأمون در مقابل سخت گیری پدرش هارون الرشید، نبست به سادات، در رشد و سربلندی و افزایش علویان، تأثیر بسزایی داشت. او گر چه با قیام‌های آنها به شدت برخورد کرد، اما در حالت عادی به علت اعتقادی که به برتری حضرت علی بر سایر خلفا داشت، نسبت به علویین نیز احترام زیادی گذاشت. با این حال در اواخر، سیاست او، کاملاً نسبت به این افراد که در هر حال حکومت عباسیان را تهدید می‌کردند، عوض شده بود. آمدن حضرت فاطمه معصومه (س) به ایران از جمله، مهاجرت‌هایی بوده که در رابطه با آمدن علی بن موسی (ع) به ایران صورت گرفته است. از این رو برادران و خواهران امام رضا که در واقع فرزندان امام موسی کاظم بودند به ایران مهاجرت نمودند و باعث افزایش سادات منسوب به این امام شدند که امروزه سادات موسوی تعداد قابل توجهی در ایران هستند.

حمید قاسمی

خبرنگار، عکاس خبری و روزنامه نگار

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 1 =

دکمه بازگشت به بالا