رسانه های مکتوب و تهدیدی به نام شبکه

خبرماکو / اکبر رفاهی : همزمان با جهش علمی در تمام زمینه ها طی قرن گذشته که منجر به رشد سریع انسان در تمام عرصه های زندگی خود شد و البته هنجار و نا هنجاری هایی را نیز به همراه خود داشت، رسانه ها با دگرگونی های گسترده ای روبرو شدند که گاه این دگروگونی منجر به تغییرات اساسی در این حوزه شده و ساختارهایی که قالب و قوانین مربوط به آن را شامل می شد را دچار از هم گسیختگی کردند.
رسانه های مکتوب که از امتیاز انتشار محلی شروع و به بین المللی ختم می شود طی چند سال گذشته از یک روند مشخصی پیروی کرده و هر از چند گاهی در بخش های نرم افزاری و سخت افزاری دچار تغییرات گردیده است .
هر چند بعد گذشت سرگذشت پر فراز و نشیب نشریات مکتوب در روی همان پاشنه چرخیده و کاغذ جزو جدایی ناپذیر می باشد که در سریعترین زمان تصور شده به صورت روزانه به دست مخاطبان می رسد اما اینک به صورت بسیار جدی توسط رسانه های شبکه محور در حال تهدید ماهیتی می باشد.
در یک دهه گذشته تکنولوژی های جدید مانند گوشی های هوشمند و رایانه ها دچار تحولات شگرفی شده اند که حد و تصوری بر آن متصور نیست و معلوم نیست با این خیز عظیم به کجا نیز خواهد رسید. اما نکته ای که می توان برای آن دورنمایی ترسیم کرد این است که گوشی های هوشمند و رایانه ها جای رسانه های مکتوب را به شدت تنگ کرده و آن را به حاشیه سوق می دهد.
شبکه های اجتماعی مانند یوتیوب ، فیسبوک، توییتر، لاین، تانگو، واتس آپ، اینستگرام، تلگرام و … مانند شبکه ای نادیده تمام لحظات زندگی مردم را به چالش کشیده و آن را در مهار خود قرار داده است. اینک کمتر کسی را می توان یافت که عضو یکی از شبکه های اجتماعی نام برده شده نباشد و یا تحت تاثیر آن قرار نگرفته باشد.
شبکه های اجتماعی مجازی به قدری رشد یافته اند که اعضای یک خانواده در خانه خود نسبت به هم احساس غریبگی می کنند و اگر چه زیر یک سقف جمع می شوند اما واقعا در کنار هم نیستند. در یک چنین وضعیتی می توان از دید رسانه ای تعریفی برای این موضوع ارایه داد. هم اکنون با دسترسی آسان به شبکه های اجتماعی مجازی و سرعت نشر و بازنشر مطالب، عکس و فیلم می توان گفت که هر دارنده گوشی همراه یک خبرنگار است؛ خبرنگاری که آموزش حرفه ای ندیده است و از اصول و قواعد خبرنویسی اطلاعی ندارد و نمی داند عناصر خبرنویسی چه هستند و یا چگونه می توان یک خبر را در سبک های مختلف نوشت . اما می دانند که چگونه می توان اخبار را انتقال داد.
یک حادثه در خیابان یا جاده و کوچه ، یک منظره خیره کننده در طبیعت ، یک رویداد ورزشی و بسیاری دیگر از اتفاقات روزمره به آسانی با یک کلیک به خبر ، عکس و فیلم تبدیل و در شبکه های مجازی گسترش می یابد. هر چند ناشر از هیچ اصول علمی خبرنویسی یا عکاسی و فیلمبرداری آگاهی ندارد اما به هر حال انتقال دهنده است و این انتقال در سریع ترین زمان ممکن صورت می گیرد و توسط دریافت کنندگان بازنشر شده و در کوتاه ترین فاصله گسترش یافته و هزاران و میلیون ها انسان را درگیر می کند.
با توجه به این مهم، نقش نشریات مکتوب در انتشار اخبار بسیار کم رنگ شده و دست اندرکاران نشریات مکتوب و حتی پایگاه های خبری اینترنتی نیز مجبور به استفاده از شبکه های اجتماعی برای انتقال اخبار می شوند. به طور مثال نه تنها نشریات مکتوب که حتی رادیو و تلویزیون به اجبار دست به دامن این شبکه ها شده و کانال های خبری و اطلاع رسانی ایجاد می کنند تا مخاطبان خود را در هر شرایطی درگیر اخبار خود بکنند.
با این تفاسیر آیا عمر نشریات مکتوب به سر آمده است؟ آیا نشریات هفتگی ، ماهنامه ها و غیره به آخر خط رسیده اند؟ تنها چیزی که می توان برای آنها توصیه کرد ورود به عرصه تحلیل گری و انجام کارهای هم راسته با آن است. اگر نشریه ای گمان کند که مخاطب منتظر می ماند تا اخبار را از کانال نشریات بگیرد راه اشتباه را طی خواهد کرد چرا که اخبار امروز حتی از تلویزیون و رادیو نیز سریع تر منتقل می شوند.
به نظر می رسد تئوریسین های رسانه ای باید بازتعریفی جدید از رسانه را داشته و با تحلیل و بررسی و همچنین آسیب شناسی، راه کارهای مناسبی برای دست اندرکاران نشریات مکتوب ترسیم نمایند. امروزه حتی سایت های خبری نیز برای اتصال هر چه سریعتر با مخاطبان خود دست به دامان تلگرام شده و با ایجاد کانال سعی در بقا و مبارزه در عرصه اطلاع رسانی سریع دارند و این اتفاق این سوال را پیش می آورد که عمر رسانه های مکتوب به سر آمده و دوران جدیدی در حال شکل گیری است؟









