نقدی بر استاندار آذربایجان غربی،
استاندار؛ مقام حاکمیتی یا مدیر میدان؟

حمید قاسمی – روزنامه نگار – استاندار، بیتردید عالیترین مقام اجرایی دولت در استان و نماینده حاکمیت در سطح منطقه است؛ اما «حاکمیتی بودن» یک مقام، نباید به معنای فاصله گرفتن از مسائل واقعی مردم و گرفتار شدن در تشریفات، جلسات و صدور دستورهای کلی باشد.
استاندار هرچه جایگاه بالاتری در ساختار حاکمیتی دارد، انتظار مردم از او برای حل مشکلات ملموس و روزمره نیز بیشتر میشود. مردم آذربایجانغربی بهویژه مرزنشینان، امروز بیش از آنکه نیازمند شنیدن عنوانها و جایگاهها باشند، نیازمند دیدن نتیجه تصمیمها در زندگی خود هستند.
مرز بازرگان فقط یک نقطه جغرافیایی نیست؛ یکی از مهمترین دروازههای تجاری ایران به اروپاست. با این حال، سالهاست موضوعاتی مانند معطلی کامیونها، ضعف زیرساختها، ناهماهنگی دستگاههای مستقر در مرز، مشکلات تردد مسافران و محدودیتهای فعالیت مرزنشینان مطرح میشود. حتی در ماههای اخیر نیز خود مدیریت استان بر ضرورت رفع معطلی کامیونها و اصلاح سازوکارهای مرزی تأکید کرده است.
اینجاست که یک سؤال جدی مطرح میشود:
آیا وظیفه استاندار این است که هر روز بیشتر «مقام حاکمیتی» خود را به رخ بکشد، یا اینکه باید از این جایگاه برای باز کردن گرههایی استفاده کند که سالهاست مردم استان با آن دستوپنجه نرم میکنند؟
استاندار قدرتمند کسی نیست که صرفاً اختیارات بیشتری مطالبه کند؛ استاندار قدرتمند کسی است که از اختیارات موجود، برای حل مشکلات استفاده کند و دستگاههای متولی را پای کار بیاورد.
اگر مرز بازرگان بهعنوان یکی از مهمترین مرزهای کشور هنوز با مشکل زیرساخت، صف کامیون، ناهماهنگی دستگاهها و گرههای مدیریتی مواجه است، مردم حق دارند بپرسند: سهم مدیریت استان در حل این مشکلات چه بوده و خروجی قابل اندازهگیری آن چیست؟از سوی دیگر، تأکید بر اینکه مرزنشینان باید از ظرفیت اقتصادی مرز بهرهمند شوند، سخن درستی است؛ اما مرزنشین بیش از وعده، به راهکار اجرایی، بازارچه فعال، مسیر قانونی تجارت، تسهیل تردد و امنیت اقتصادی نیاز دارد. استاندار نیز اخیراً بر حق مرزنشینان برای بهرهمندی از ظرفیتهای اقتصادی مرز و نقش بازارچههای مرزی در اشتغال و درآمد تأکید کرده است.
بنابراین نقد اصلی متوجه شخص نیست؛ متوجه یک رویکرد مدیریتی است:حاکمیت برای مردم زمانی معنا پیدا میکند که در مرز، به کاهش معطلی، افزایش درآمد، تسهیل تردد، رونق تجارت و رفع موانع تبدیل شود.مردم استان از استاندار انتظار ندارند صرفاً «مقام بالاتری» باشد؛ انتظار دارند مدیر مؤثرتری باشد.
در آذربایجانغربی، استاندار باید از ظرفیت حاکمیتی خود برای هماهنگ کردن گمرک، راهداری، مرزبانی، دستگاههای اقتصادی، وزارتخانهها و سایر نهادهای مرتبط استفاده کند و اگر مانعی در سطح ملی وجود دارد، آن را تا رسیدن به نتیجه پیگیری کند.
امروز مردم مرزنشین یک سؤال ساده دارند:اگر استاندار اختیار و جایگاه حاکمیتی دارد، این اختیار دقیقاً کدام مشکل قدیمی مرز را قرار است برای همیشه حل کند؟پاسخ این سؤال نه در جلسه و سخنرانی، بلکه باید در میدان، پشت گیتهای مرزی، در صف کامیونها، در مسیر تردد مسافران و در سفره اقتصادی مرزنشینان دیده شود.
استاندار هرچه حاکمیتیتر باشد، باید پاسخگوتر به مسائل مردم باشد؛ نه اینکه میان جایگاه حاکمیتی و مشکلات واقعی مرزنشینان فاصله بیشتری ایجاد شود.مردم، مقام نمیخواهند؛ نتیجه میخواهند.










