اخبار منطقه آزاد ماکوزندگی نامه شهدا

شهید جواد قنبری امروز متولد شد/زندگینامه+ وصیت نامه

به گزارش خبرماکو به نقل از فرهنگی سپاه ماکو ، شهیدجوادقنبری درسال ۱۳۳۴ ه .ش در محله ی آرامگاه ارومیه چشم به جهان گشود .
تحصیلات ابتدائی را در دبستان مافی و مدرک دیپلمش را در دبیرستان نجفی سابق اخذ کرد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این شهید والامقام فعالیت و تلاش مداوم خود را گسترده تر کرد و در مقابل گروهک های ضدانقلاب ایستاد.
وبا توجه به کاردانی و شایستگی که قبل از انقلاب و درپیروزی انقلاب علی الخصوص مبارزات فرهنگی وسیاسی علیه رژیم ستمشاهی و نیز مبارزه معاندین و منافقین از خود نشان داد درسال ۵۹ به عنوان فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان ماکو منصوب شده و به تشکیل وانسجام بیشتر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این شهرستان پرداخت .
شهید جواد قنبری در یکی از ماموریتها درتاریخ ۱۳۵۹/۳/۲۵ که به همراه شهید سلطان بیگی ( فرمانده ژاندارمری ) و استوار احمد زاده ( رئیس پاسگاه منطقه ) به منطقه ی قلشلانمش در کوهستان های شمال غربی ماکو رفته بودند ، با توطئه و نقشه ی از پیش طراحی شده، توسط ضدانقلاب و منافقین کوردل ، به شهادت رسیدند .
آنها انگشتان دست ها و پاهای جواد را شکستند ، محاسن مبارک را سوزاندند ، کمرش را شکستند و چشمان پر فروغ او را که همیشه با دیدن تصویر حضرت امام اشک آلود می شدند ، از حدقه بیرون کشیدند و اینگونه این سردار سربدار اسلام به حضور معبود شرفیاب شد و از زندان تن رهایی یافت . او حتی وقتی به عینه فرشته ی مرگ را در مقابل چشمانش حس می نمود و در حالیکه دشمنانش با تهدیدات جنون آمیز و شکنجه های مرگ آور از او می خواستند که اقرار واعتراف به غلط بودن نظام و خط رهبری کند . با تمام علاقه ایی که به اسلام و امام و انقلاب داشت در مقابل این دیو سیرتان پست ، فریاد بر آورد:
الله اکبر ,خمینی رهبر .
روحشان شاد و راهشان پررهرو باد.

وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم
والْعصر اِنَّ الْاِنْسانَ لَفی خُسر اِلَّا الَّذینَ امنُوا وعمِلُوا الصالِحات وتَواصوا بِالْحق وتَواصوا بِالصبر .
بار الها ما را از توصیه کنندگان به حق و توصیه کنندگان به صبر قرار بده .
بار الها ما را مردنی عطا کن که در آن خواری و ذلت نباشد .
بار الها ما را زندگی علی وار ، مرگی علی گونه و برخاستنی علی مانند عنایت فرما .
چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان ابراهیم زمان ، بت شکن تاریخ ، این درهم کوبنده ستمگران ، و به لرزه درآورنده زور مندان و زرمندان ,تزویر پیشگان عصر. او که به نیروی لایزال الهی در دست امت مسلمان تمام یاسها و خود باختگیها را زدوده است . هر آن در انتظار روزیم که گلوله ای از لوله تفنگ دشمنم خارج شده و بر سینه سپر کرده ام قرار گیرد .
از مرگ بی ثمر می ترسم لکن آرزویم این است که مرگم نیز بتواند سازندگی داشته باشد . اگر شربت شهادت نصیبم شد انتظارم از پدر و مادر پیرم است که قربانی خود را در پیشگاه خدایش و نزد پیامبران و پیشوایان و همرزمانش خوار نکنند . دوست ندارم که کسی بر من بگرید که من مال کسی نیستم ، من از آن خدایم هستم و هر وقت اراده کند به پیش او خواهم رفت البته اگر لیاقتش را داشته باشم .

حمید قاسمی

خبرنگار، عکاس خبری و روزنامه نگار

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده + 2 =

دکمه بازگشت به بالا