
نمایندگی مردم، عنوانی تشریفاتی نیست که با حضور در جلسات و انتشار چند تصویر از دیدارهای اداری به پایان برسد. نماینده، زمانی باید خود را نشان دهد که تصمیمی درباره منطقه گرفته میشود و مردم درباره پیامدهای آن پرسش دارند.
اگر مصوبهای برای یک منطقه تصویب شده و اجرای آن با شرایط، ظرفیتها یا منافع عمومی آن منطقه سازگار نیست، انتظار طبیعی مردم این است که نمایندهشان درباره آن موضع روشن و قابل سنجشی داشته باشد.
نه سکوت.
نه ابهام.
نه حواله دادن مسئولیت به دیگران.
موضوع روشن است؛ اگر تصمیمی درست است، باید درباره چرایی آن توضیح داده شود و اگر محل ایراد است، باید مسیر قانونی برای اصلاح یا بازنگری آن دنبال شود.
نماینده مجلس ابزارهای قانونی متعددی برای پیگیری مطالبات مردم دارد. بنابراین پرسش افکار عمومی کاملاً منطقی است:
در برابر این مصوبه چه اقدامی انجام شده است؟
آیا تذکری داده شده؟آیا موضوع در کمیسیون تخصصی پیگیری شده است؟آیا با دستگاههای تصمیمگیر مذاکرهای صورت گرفته است؟آیا درخواست اصلاح یا بازنگری مطرح شده است؟و مهمتر از همه، نتیجه این پیگیریها چه بوده است؟
این پرسشها اتهام نیست؛ مطالبه پاسخ است.
مردم حق دارند بدانند کسی که با رأی آنان مسئول پیگیری حقوق حوزه انتخابیه شده، درباره تصمیماتی که مستقیماً بر منطقه اثر میگذارد چه موضعی دارد.
نماینده قرار نیست با همه تصمیمات مخالفت کند؛ اما قرار هم نیست در برابر همه تصمیمات سکوت کند.
مرز میان این دو، همان جایی است که مفهوم «نمایندگی» معنا پیدا میکند.
اگر یک تصمیم ملی است، توضیح داده شود. اگر الزام قانونی دارد، برای مردم تشریح شود. اگر قابل اصلاح است، مسیر اصلاح آن دنبال شود. و اگر اجرای آن تبعاتی برای منطقه دارد، این تبعات باید بدون تعارف به مسئولان مربوطه منتقل شود.
آنچه قابل قبول نیست، بیخبری مردم از موضع نماینده خود درباره موضوعاتی است که مستقیماً به منافع عمومی منطقه مربوط میشود.
امروز مطالبه مردم ساده است: نه دعوا میخواهند، نه نمایش سیاسی؛ پاسخ روشن میخواهند.
نماینده باید بتواند روزی که دوره مسئولیتش به پایان میرسد، درباره هر تصمیم مهمی که بر منطقه اثر گذاشته است، گزارش روشنی ارائه کند:چه چیزی تصویب شد؟چه مخالفت یا موافقتی صورت گرفت؟چه پیگیریهایی انجام شد؟و نتیجه چه بود؟
این، حداقل انتظار از نمایندگی مردم است.
چون سکوت هم یک انتخاب است؛ اما مردم حق دارند بدانند در برابر تصمیمی که سرنوشت منطقه را تحت تأثیر قرار میدهد، چرا و چگونه سکوت یا اقدام شده است.











