اقتصادییادداشت

بازرگان؛ مرزِ بیدارِ ایران در روزهای جنگ- حمید قاسمی * روزنامه نگار

در روزهایی که آتش جنگ، جاده‌ها را ناامن و مسیرهای تجارت را شکننده می‌کند، برخی نقاط جغرافیایی از یک گذرگاه ساده فراتر می‌روند و به شریان حیاتی یک کشور بدل می‌شوند. مرز بازرگان در شمال‌غرب ایران، یکی از همین نقاط است؛ گلوگاهی که در زمان جنگ، نه فقط یک مرز رسمی، بلکه یکی از آخرین رگ‌های فعال و قابل اتکای لجستیکی ایران به شمار می‌آید.

بازرگان فقط یک نام روی نقشه نیست. این مرز، نقطه اتصال ایران به ترکیه و از آنجا به شبکه گسترده حمل‌ونقل جاده‌ای و تجاری اروپا است. در شرایط عادی، اهمیت آن بیشتر در مبادلات کالا، ترانزیت و جابه‌جایی کامیون‌ها دیده می‌شود؛ اما در شرایط جنگی، کارکرد آن چند برابر می‌شود. وقتی بخش‌هایی از مسیرهای داخلی زیر فشار امنیتی، اختلال در سوخت‌رسانی، محدودیت‌های تردد یا نگرانی‌های عملیاتی قرار می‌گیرند، مرز بازرگان می‌تواند به دروازه‌ای برای تداوم حیات اقتصادی کشور تبدیل شود.

در جنگ، لجستیک به اندازه میدان نبرد اهمیت دارد. ارتش‌ها، دولت‌ها و حتی مردم، برای ادامه مقاومت به کالا، سوخت، دارو، قطعات یدکی و مواد اولیه نیاز دارند. هرجا که شبکه تأمین آسیب ببیند، فشار جنگ از جبهه به زندگی روزمره منتقل می‌شود. در چنین وضعی، بازرگان نقشی فراتر از یک پایانه مرزی پیدا می‌کند؛ این مرز به «نقطه تنفس» اقتصاد و پشتیبانی کشور تبدیل می‌شود.

اهمیت بازرگان را باید در چند لایه دید. نخست، موقعیت جغرافیایی آن است. قرار گرفتن در امتداد محور ترانزیتی غرب به شرق، بازرگان را به یکی از مهم‌ترین مسیرهای ورودی و خروجی کالا بدل کرده است. دوم، ظرفیت حمل‌ونقل جاده‌ای است که در زمان جنگ، انعطاف‌پذیرتر از بسیاری از شیوه‌های دیگر عمل می‌کند. سوم، نقش روانی و راهبردی این مرز است؛ حفظ باز بودن آن، به‌معنای حفظ بخشی از اعتماد بازار و جلوگیری از ایجاد شوک در زنجیره تأمین است.

اما گلوگاه بودن، فقط مزیت نیست؛ مسئولیت و آسیب‌پذیری هم هست. هر اختلالی در بازرگان، از صف‌های طولانی کامیون‌ها گرفته تا محدودیت‌های گمرکی، کمبود زیرساخت یا کندی در هماهنگی‌های بین‌سازمانی، می‌تواند اثر موجی در سراسری باید مبتنی بر سرعت، شفافیت، امنیت صرفاً یک مشکل اداری نیستند؛ ممکن است به کمبود کالا، افزایش هزینه حمل، تأخیر در تأمین نیازهای حیاتی و فشار بیشتر بر بازار داخلی منجر شوند.

از این‌رو، بازرگان در دوران بحران نیازمند مدیریت ویژه است. مدیریت مرز در چنین شرایطی باید مبتنی بر سرعت، شفافیت، امنیت و هماهنگی باشد. تسهیل عبور محموله‌های ضروری، اولویت‌دهی به کالاهای حیاتی، کاهش بروکراسی غیرضروری و استفاده از سامانه‌های هوشمند برای رصد ترددها، از جمله اقداماتی است که می‌تواند نقش این مرز را تثبیت کند. در کنار آن، پشتیبانی از رانندگان، شرکت‌های حمل‌ونقل و نهادهای مرزی نیز ضروری است؛ زیرا زنجیره لجستیک، به اندازه ضعیف‌ترین حلقه‌اش آسیب‌پذیر است.

در نهایت باید گفت بازرگان در زمان جنگ، صرفاً یک مرز نیست؛ یک «خط مقدم اقتصادی» است. اگر مرزهای نظامی از خاک کشور دفاع می‌کنند، مرزهایی مانند بازرگان از تداوم زندگی، واردات حیاتی و گردش نفس اقتصاد پاسداری می‌کنند. اهمیت این گذرگاه، به‌ویژه در زمان بحران، یادآور این واقعیت است که در جنگ‌های مدرن، پیروزی فقط در میدان نبرد رقم نمی‌خورد؛ در انبارها، جاده‌ها، گمرک‌ها و مرزها نیز نوشته می‌شود.

حمید قاسمی

خبرنگار، عکاس خبری و روزنامه نگار

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + 18 =

دکمه بازگشت به بالا