حماسه چالدران در قاب هنر
از چهل ستون تا سیه چشمه
شاید شما نیز در سفرهایی که تاکنون داشته اید نقاشی زیبا و چشم نواز بالا را درکاخ چهل ستون اصفهان دیده باشید؛ بزرگترین نقاشی رنگ روغن صحنه جنگ درایران که به دست ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺗﺮﻳﻦ ﻧﻘﺎﺵ ﺳﺪﺓ ﺩﻭﺍﺯﺩﻫﻢ(استاد صادق نقاش باشی ) بر دیوار چهل ستون نقش بسته است

شاید شما نیز در سفرهایی که تاکنون داشته اید نقاشی زیبا و چشم نواز بالا را درکاخ چهل ستون اصفهان دیده باشید؛ بزرگترین نقاشی رنگ روغن صحنه جنگ درایران که به دست ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺗﺮﻳﻦ ﻧﻘﺎﺵ ﺳﺪﺓ ﺩﻭﺍﺯﺩﻫﻢ(استاد صادق نقاش باشی ) بر دیوار چهل ستون نقش بسته است. کار سترگی که در حوزه نگارگری ملی همچنان می درخشد و حالا پس از گذشت ۲۵۰ سال از آفرینش آن اثر فاخر شاهد ثبت نبرد حماسی چالدران اینبار در قالب هنر های تجسمی هستیم و مفتخریم که تندیس شاه اسماعیل صفوی و چند تن از همرزمانش در جنگ چالدران به همّتِ یکی از چیره دست ترین مجسمه سازان کشور (علیرضا وصال شریفلو) و با حمایت و پشتیبانی شهرداری شهر سیه چشمه در استان آذربایجان غربی ساخته شده است تا در سالروز وقوع جنگ چالدران (۳۱ مرداد ۱۴۰۲) در مرکز این شهر رونمایی شود.

علل سربلندی ایرانیان در نبرد چالدران چیست؟
جنگ چالدران یکی از مهم ترین جنگهای تاریخ خاورمیانه و نخستین جنگی است که میان دولتهای صفوی و عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی در نزدیکی
شهرستان چالدران در شمال غربی ایران (دشت چالدران) رخ داد. فرماندهی سپاهیان صفوی را شاه اسماعیل اول صفوی برعهده داشت و فرماندهی سپاهیان عثمانی برعهده شاه سلیم اول بود. هر چند نتیجه این جنگ شکست سپاهیان صفوی و خانهنشین شدن شاه اسماعیل بود ولی چرا ایرانیان از این نبرد با عنوان نبردی افتخارآمیز یاد می کنند؟ براستی در چه صورتی می توان شکست در یک جنگ را حماسی نامید؟ چه مولفه هایی باعث می شود که طرفِ مغلوب شده در یک نبرد را سربلند و مفتخر دانست؟
از آنجایی که در طراحی این اثر تجسمی نماد ها و نشانه هایی از غیرت ورزی حماسه آفرینان دوره دفاع مقدس هشت ساله نیز به کار رفته است لذا پاسخ به این پرسش ها را در برخی از شباهت های این دو نبرد میهنی می کاویم:
۱-قدرت گیری حکومت شیعی در ایران
با وقوع انقلاب اسلامی ایران به زعامت فقیه و رهبری شیعی در یکی از مهم ترین کشور های منطقه رعب و نگرانی میان بدخواهان میهن سایه افکند که
نهایتاً به تحریک کشور همسایه پرداخته و تجاوزی ناجوانمردانه را رقم زدند. این واقعه را مقایسه کنیم با ریشه های وقوع نبرد چالدران که یکی از وقایع
۲- مهم درحکومت سرسلسله صفویه، شاه اسماعیل اول بود. تشکیل حکومتی قدرتمند در فلات ایران توسط شاه اسماعیل، با وجود مذهب رسمی شیعه و داشتن قدرت اقتصادی، فرهنگی و نظامی در حال گسترش، سبب ترس حکومتهای همسایه ایران شد. دولت عثمانی مهمترین کشوری بود که ایران را از لحاظ نظامی و مذهبی رقیبی جدی برای خود میپنداشت؛ به این علت تصمیم به نابودی آن گرفت.
۲- سرکوب هواداران ایران توسط دشمن
هواداران اصلی صفویان، گروههای عشایری ترکمن بودند که قزلباش (سر سرخ) خوانده میشوند که به حکمران صفوی و دوازده امام شیعه وفادار بودند.
سلطانسلیم عثمانی بر این پندار بود که حامی اسلام ناب و مبین و در جهادی شرعی در حال دفاع از دیانت نبوی است. او با گرفتن فتوا از علما ی دینی ،
قزلباشان را به کفر و بی دینی متهم کرده و پس از شناسایی آنان در خاک عثمانی ــ که حدود چهل هزار تن میشدند ــ دستور قتل و حبس آنان را صادر
کرد. وی از آن بیم داشت که پس از لشکرکشی به ایران، این افراد در خاک عثمانی قیام کنند. او این کشتار را جهاد اسلامی می دانست. ۱ رفتاری که بی
شباهت با رفتار صدام در اعدام و یا به زنجیر کشیدن عراقی های طرفدارِ جمهوری اسلامی ایران در دوره دفاع مقدس نیست. میدانیم که در نبرد هشت ساله
ایران و رژیم بعث ، صَدامیان، طرفِ ایرانی را مجوس و نامسلمان خطاب کرده و خود را برحق و طرفدار دین مبین جلوه داده و بدین وسیله با ابزاری
کردن مفاهیم جهاد و نبرد با کفار، نیرو هایشان را به ستیز با ملت ایران ترغیب می نمودند.
۳- نابرابری قوا و تجهیزات
یکی از وجوه دفاع مقدس نابرابری قوا و تجهیزات نظامی طرفین بود؛ به ویژه که حامیان خارجی صدام او را از نظر نیروی انسانی نیز همه گونه تجهیز
می کردند. درباره تعداد قوایِ طرفینِ جنگِ چالدران آمار دقیقی در دست نیست ولی ظاهراً لشکریان عثمانی بین هشتاد هزار تا صدهزار نفر و ایرانیان حدود
بیستهزار نفر بوده اند. ۲
از سوی دیگرهمگان می دانند که در ابتدای نبرد هشت ساله با صدام نیرو های ایرانی از داشتن سلاح و مهمات کافی و روزآمد محروم بودند و این بعد ها
بود که در تلاش جهادی فرزندان این مرزو بوم به خودکفایی در تولید سلاح های مجهز جنگی دست یافتند. در نبرد چالدران نیز ارتش عثمانی از سلاح های
برتر و آتشین همچون تفنگ و «دویست توپ و صد خمپاره » ۳ بهره مند بود در حالی که تجهیزات سواره نظام شاه اسماعیل اینگونه نبود بلکه « اسلحه
ایرانیان کمانهای چاچی و گرزهای آهنین بود و توپخانه و قشون پیاده نداشتند» ۴ . مورخان ایرانی از پناه گرفتن نظامیان عثمانی درون «حِصنی از عرابه و
زنجیر» و قلعه آهنی سخن گفتهاند.
۴-بهره گیری دشمن از سلاح نامتعارف
استفاده از سلاح های نامتعارف در هر دو جنگ دیده می شود. ارتش صدام با حمایت همه جانبه از سوی غرب وارد نبردی سنگین با کشورمان شد و در این
میان ناجوانمردانه دست به انتشار گازهای شیمیایی کرده و تمامی قواعد بین المللی و تعهدات دو جانبه را زیر پا گذاشت و در این میان به مردم خود نیز رحم نکرد که نمونه بارز آن در کشتار زنان و کودکان بی پناه و بی گناه در شهر حلبچه دیده شد. از دیگر سو مورخان مهمترین دلیل شکست صفویان و
پیروزی دولت عثمانی در جنگ چالدران را تجهیزات برترِ جنگیِ عثمانیان، بهویژه توپخانه و پیادهنظام مسلح به تفنگ دانسته اند. صفویان در آن زمان
استفاده از سلاحهای آتشین را ناجوانمردانه میدانستند وگرنه از وجود چنین سلاحهایی آگاه بودند و با وجود آشنایی با کاربرد توپ و تفنگ، استفاده از
سلاحهای آتشین را نشانه بزدلی و ناجوانمردی میدانستند ۶ . همچنین آمده است که سلطان سلیم با شاه اسماعیل عهد کرده بود از توپ استفاده نکند، ولی در جریان نبرد عهد خود را شکست ۷ .در این جنگ سربازان صفوی با شمشیر، نیزه و تیر و کمان میجنگیدند درحالی که ارتش عثمانی از توپ و تفنگ بهره میجست.
۵- حفظ تمامیت ارضی کشور
در نبرد هشت ساله حتی یک وجب از خاک کشور در دست دشمن باقی نماند و تمامیت ارضی کشور لطمه ای ندید . در نبرد چالدران نیز هر چند در ابتدا
مناطق شرق ترکیه و شرق عراق از ایران جدا شد و به دست عثمانی افتاد ولی این مناطق فقط تا پیش از زمان شاه عباس صفوی در دست عثمانی ماند و
شاه عباس، بخشی از مناطق را با جنگ پس گرفت. اقدام سلطان سلیم برای تجزیه ایران به نتیجه نرسید و عثمانیان هرگز نتوانستند ایران را ضمیمه قلمرو
خود کنند و مردم را به دست برداشتن از مذهب تشیع وا دارند. نبرد جانانه شاه اسماعیل باعث نامدارشدن شاه صفوی در تاریخ فرماندهان جنگی در تاریخ
شد. سربازانش نیزبا ایمان و فداکاری تا پای جان ایستادگی و مقاومت کردند و همه کشته شدند و هیچ کسی تسلیم نشد و هیچ اسیری ندادند . از این روست که به درستی جنگ های چالدران و جنگ تحمیلی هشت ساله را جنگ های میهنی ایرانیان میخوانند چرا که رزمندگان ایرانی افتخار آفریدند و در راه سرزمین خود از جان گذشتند.
منابع:
(۱) اسکندر منشی، تاریخ عالم آرای عباسی؛تهران؛ نگاه :۱۳۹۰ش
(۲) خانبابا بیانی، تاریخ نظامی ایران: دوره صفویه، تهران ؛ ۱۳۵۳ ش
(۳)محمدبک فرید، تاریخالدوله العلیه العثمانیه، چاپ احسان حقی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸
(۴)جهانگشای خاقان: تاریخ شاه اسماعیل، چاپ اللّه دتّامضطر، اسلامآباد: مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان، ۱۳۶۴ ش
(۵) حسن بن مرتضی حسینی استرآبادی، تاریخ سلطانی: از شیخ صفی تا شاه صفی، چاپ احسان اشراقی، تهران ۱۳۶۶ ش
(۶) هانس روبرت رومر، ایران در راه عصر جدید: تاریخ ایران از ۱۳۵۰ تا ۱۷۵۰، ترجمه آذر آهنچی، تهران ۱۳۸۰ ش
(۷)خورشاهبن قباد، تاریخ ایلچی نظام شاه: تاریخ صفویه از آغاز تا سال ۱۹۷۲ هجری قمری، چاپ محمدرضا نصیری کوئیچیهانهدا، تهران ۱۳۷۹ ش
(۸) محمد بن حسنجان سعدالدین افندی، تاجالتواریخ، استانبول ( ۱۲۷۹ـ۱۲۸۰)
(۹) محمدهمدمی صولاقزاده، صولاقزاده تاریخی، استانبول ۱۲۹۷
(۱۰) ابوالقاسم طاهری، تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران: از مرگ تیمور تا مرگ شاه عباس، تهران ۱۳۸۰ ش
(۱۱) محمدیوسف واله اصفهانی، خلدبرین: ایران در روزگار صفویان، چاپ میرهاشم محدث، تهران ۱۳۷۲ ش
(۱۲)محمدمحسنبن محمدکریم مستوفی، زبده التواریخ، چاپ بهروز گودرزی، تهران ۱۳۷۵ ش
(۱۳)خواندمیر؛ خورشاهبن قباد، تاریخ ایلچی نظام شاه: تاریخ صفویه از آغاز تا سال ۱۹۷۲ هجری قمری ، چاپ محمدرضا نصیری کوئیچیهانهدا، تهران ۱۳۷۹ ش
Joseph von Hammer-Purgstall, Geschichte des osmanischen Reiches, Graz 1963(14)
۱ سعدالدین افندی، ج ۲، ص۲۴۱، ۲۴۵ـ۲۴۶؛ صولاقزاده، ص۳۶۰ـ۳۶۱؛ فرید، ص۱۸۹ـ۱۹۰
۲ اسکندرمنشی، ج ۱، ص۴۲؛ سعدالدین افندی، ج ۲، ص۲۶۳
۳ سعدالدین افندی، ج ۲، ص۲۶۳؛ صولاقزاده، ص۳۶۸
۴ هامرـ پورگشتال، ج ۲، ص۴۱۵ـ۴۱۷
۵ جهانگشای خاقان، ص۴۹۳؛ خورشاهبن قباد، ص۶۶؛ مستوفی، ص۵۴
۶ بیانی، ص۲۲۷ـ۲۲۹؛ طاهری، ص۲۰۰؛ رومر، ص۲۹۸؛ سیوری، ص۴۱ـ۴۲
۷ حسینی استرآبادی، ص۴۸؛ واله اصفهانی، ص۲۳۷، ۲۳۹











